تبریک به مناسبت سال نوی پارسی و کمی در مورد دیر بودن یا نبودن و احتمالا چشم‌انداز و اهداف سالانه

شاید حوالی بیست سالگی به طور جدی یادگیری انگلیسی رو شروع کردم، خیلی کند پیش می‌رفت و همیشه برام سوال بود که شاید دیگه از سن یادگیری گذشته و باید تو نوجوانی جدی می‌گرفتمش. فکر می‌کنم بیست و دو یا بیست و سه ساله بودم که اولین بار به یک آموزشگاه موسیقی رفتم و به مدرس ویولون گفتم که دوست دارم یاد بگیرم، گفت به نظرم سنت برای این کار دیگه بالا رفته. تازه بیست و پنج سالم شده بود که به طور اتفاقی گذرم به باشگاه کاراته افتاد و اولین سوالی که از مربی کاراته پرسیدم این بود که برای من دیگه دیر نیست؟ یکی دو سال پیش یادگیری زبان فنلاندی رو شروع کردم و باز برام اولین سوال این بود که مگه تو این سن هم میشه یک زبان خارجی یاد گرفت!؟

شاید کمی کلی گویی به نظر برسه، اما بعد از مدت نه چندان زیادی که از زندگی من در یک کشور متفاوت می‌گذره، به نظرم مفهوم سن می‌تونه در نقاط مختلف تفاوت داشته باشه. دوست سی ساله من در ایران معتقده «دیگه برای این کار از من گذشته»، اما در یک دنیای موازی دوست استرالیایی من که احتمالا در دهه پنجاه یا شصت زندگی باشه تابستون گذشته جمع کرده از استرالیا اومده به فنلاند و داره با شدت زبان فنلاندی یاد میگیره و تلاش می‌کنه که کار پیدا کنه. آقایی رو از کشور «دوست و برادر» روسیه میشناسم احتمالا در دهه چهل زندگی، سال‌ها پیش در روسیه درس مکانیک خودرو خونده و بیست سال در مسکو کار مکانیکی خودرو و موتور سیکلت انجام داده، حالا بعد از بیست سال کار تصمیم گرفته مهاجرت کنه، بیاد از اول توی هنرستان در رشته هتلداری و توریسم تحصیل کنه و از صفر شروع به یادگیری زبان فنلاندی کرده. در همین کلاس زبان خانم دیگه‌ای مجددا از از کشور «دوست و برادر» روسیه احتمالا در دهه پنجاه زندگیش با پنج فرزند دقیقا در همین سن شغل جدید در حوزه دامپزشکی شروع کرده و همزمان با شور و حرارتی دلچسب زبان فنلاندی می‌خونه. باز در همین کلاس فنلاندی خانم دیگه‌ای که فرزند بزرگش کمی از من کوچیکتره اخیرا از یکی از کشورهای اتحادیه اروپا به فنلاند نقل مکان کرده و همزمان وارد یک رشته تحصیلی متفاوت از گذشتهٔ زندگیش و البته فرایند یادگیری زبان فنلاندی شده. دوست دیگه‌ای رو میشناسم در اواخر دهه چهل زندگی، که در سی و خورده‌ای سالگی تصمیم می‌گیره که از لحاظ آمادگی جسمانی خودش رو ارتقا بده و از چهل تا پنجاه سالگی هر سال یک دوی ماراتن (چهل و دو کیلومتر) شرکت کنه و تا الان چند سالش گذشته و طبق برنامه جلو رفته. خانم دیگه‌ای اهل شهر سن‌پترزبورگ می‌شناسم که در نزدیکی هفتاد سالگی اما تازه شروع به یادگیری زبان آلمانی کرده در حالی که در یک جای دیگه در دنیا یادگیری یک زبان خارجی در سنین بالا مختص «پروفسور» حسابی بوده و هست.

این‌ها فقط یک نمونه کوچک از آدم‌هایی بود که من در این دنیای موازی میشناسم. به نظرم اگه برای سال جدید دوست دارید نقاشی یاد بگیرید، دیر نیست. شاید در نورز آینده تابلوهاتون مهمون سفره هفت‌سینتون باشن.

تست.